به نام او، به یاد او، برای او...

هر چه میخواهد دل تنگت بگو...

سلاااام خوش اومدین..
سلام به همه ی دوستان  خوش اومدین..

این وبلاگ متعلق به برو بچه ی های گروه علوم تربیتی اونم از نوع آموزش و پرورش پیش دبستانی و دبستانی دانشگاه تبریزه!

اوووه اسمش که اینقد طولانیه حالا ببین خودش چیه! اگه بخوام از رشتمون بگم باید خیلی بنویسم حالا  محض اطلاع یه کوچولو میگم ٬به قول استاد بیرامی رشته ی ما بهترین رشتس والبته به نظر منم همینجوریه چون خیلی از مشکلایی که تو بزرگسالی پیش میاد به دوران کودکی برمیگرده...

به قول یه  استادی که میگفت مگه کودکم حق داره، در جواب میگم:بله استاد محترم شما خبر ندارین!!!

حالا میخوام یکم از جو کلاسمون بگم! وای که چقد این کلاس صمیمیو و متحد و هماهنگن!ما خیلی راحتیم تو کلاس خیلییییییی میگماااااااااااا!!!

از امکانات دانشکده چی بگم  که هر چی بگم بازم کم گفتم! از اون بوفه ی پر از انواع خوراکیها گرفته تا آسانسور مجهز به دوربین مدار بسته با آهنگای ملایم والبته لیوانهای یک بار مصرف با آبخوری خوشگلش!!!

حالا وقت زیاده بازم براتون میگم,پس تا بعد یا حق

[ پنجشنبه ۴ اسفند۱۳۹۰ ] [ 14:58 ] [ الهام باوقار ] [ ]
بخند تا دنیا به روت بخنده!

واحدهای پولی ایران :
ریال ، تومان ، چسب زخم ، رنگارنگ ، آدامس شیک و خورده ندارم !

 

 .

یکی از فانتزیام اینه که توی یه پارک شلوغ شروع کنم به دویدن و همزمان با موبایلم بگم :
لعنتیا تا من نگفتم هیچکس شلیک نکنه ، کلی آدم بیگناه اینجا هست !
توهم در حد سراب های بیابان های ۱۵۰ درجه آمازون …


 

.

دیدین شبا که خونه ساکت میشه اسباب وسایل تو خونه شروع میکنن به صدا درآوردن ؟
خب چیه دارن خستگی در میکنن !
عاشق صدای قلنج شکوندن تلوزیونم … !

 

.

این خارجیا با ابداع کلمه lol به جای lots of laugh

مثلا خواستن بگن ما خیلی مبتکریم…!

اما قهرمانان ایران زمین با ابداع خخخخخخخ به جای

( خیلی خوبه خدایی خیلی خندیدیم خیر ببینی!! )

نقشه دشمنان رو نقش بر آب کردن ………………!!!

 

 .

یه سری لذتها هم مختص ایرانه …
مثلا یه پول پاره پوره رو یه جوری به یه راننده‌ای ، بقالی … بندازی و ازش خلاص شی !
آدم احساس پیروزی میکنه ؛ حتی دیده شده که اشک توی چشمای  طرف جمع شده …

 

.

اینایی که رژیم سخت میگیرن ، خودشونو تیکه تیکه میکنن و یک عالمه لاغر میشن ؛
بعد ازشون سوال که میکنی “چیکار کردی انقد لاغر شدی ؟” میگن هیچی همینطوری …
اینا همونایی هستن که تو مدرسه خر میزدن میگفتن هیچی نخوندیم
و بعد از ریشه یابی همونایی هستن که دمپایی توالتو خیس میکنن !!!

 

.

دقت کردین به این اس ام اس های ارسالی اشتباهی و ضایع  رو؟!
غیرممکنه توی ارسال شکست بخورن،
و تازه با جدیت تمام از همه ی اس ام اس ها هم زودتر میرسن !
انگار فقط رسالتشون اینه که حالتو بگیرن …


.

کی اشکــاتو پــاک میکنه شبا که غصه داری ؟!
مــُدَرســآن ِ شریف!


.

بزرگنرین دغدغه ی دانشجوی ترم اولی :
اگه بخوام از کلاس بیام بیرون باید اجازه بگیرم ؟!

 

.

این روزا غصه ها یکی یکی نمیان
آژانس میگیرن همگی باهم میان !

 

.

بچه که بودم عاشق اون لحظه ای بودم که مهمونا میرفتن …
بعد با سرعت باد میومدم میوه ها و شیرینی های تو بشقابشونو میخوردم !

 


.

سه چیز تو زندگی هست که اگه رعایت کنین آدم موفقی میشین !
حالا برید تحقیق کنید این سه تا چیز چیه !!!
اینجوری هم نگام نکنید ، من اگه خودم بلد بودم که الان اینجا نبودم ! 

 

.

بدترین چیز اون خنده ی اجباری برای حفظ آبرو بعد از یه زمین خوردن وحشتناکه

 

.

 بابام رفته مکه عطر خریده ، 6تا عطر عربی بهش اشانتیون دادن!

پس از استفاده ، برای از بین بردن بو ، باید جسم مربوطه رو به آتش کشید

و خاکسترش رو در اقیانوس پاشید !

 

. 

باید روی بسته های خوراکی، جای اینکه بنویسن

“از اینجا باز شود”

بنویسن :‌ ” اگه تونستی از اینجا باز کن ! ”

 


برچسب‌ها: طنز
[ جمعه ۲۵ بهمن۱۳۹۲ ] [ 23:2 ] [ الهام باوقار ] [ ]
روزگار تیره..
من در روزگاری تیره زندگی میکنم


در روزگاری که سخن گفتن ساده،نشان بیخردی است


و پیشانی بی چین،نشان بی تفاوتی


آری،آنکه می خندد خبر فاجعه را دریافت نکرده است...

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

آندره آ: بدبخت کشوری که قهرمان ندارد!

 

گالیله: نه. بدبخت کشوری که احتیاج به قهرمان دارد...!

 

برتولت برشت( گالیله)


برچسب‌ها: جملاتی از بزرگان
[ جمعه ۲۵ بهمن۱۳۹۲ ] [ 17:42 ] [ الهام باوقار ] [ ]
تراژدی...
http://up.khoda20kermanshah19.ir/up/khoda20kermanshah19/safsabadkalaa.jpg

واقعا در وصف این صفوف چه باید گفت؟؟؟؟

اصلا من به کنار خودتون قضاوت کنید..


برچسب‌ها: بهت
ادامه مطلب
[ جمعه ۱۸ بهمن۱۳۹۲ ] [ 21:28 ] [ الهام باوقار ] [ ]
سوء ظن

 یکی از قصه های محلی المان قصه ی مردی است که صبح بیدار شد و دید تبرش نیست...

 خشمگین و با اطمینان از اینکه همسایه اش ان را دزدیده است ،از خانه بیرون رفت و از ان لحظه چشم از همسایه ی خود برنداشت. او دید رفتار همسایه اش مثل دزدهاست:دزدانه راه میرود و به زمزمه حرف میزند،مثل دزدی که میخواهد خلافکاری خود را پنهان کند. مرد کاملا اطمینان داشت که سو ظنش بجاست،به طوری که تصمیم گرفت به خانه برگردد،لباس عوض کند و یکراست به اداره ی پلیس برود.

 

در هرحال،به محض اینکه وارد خانه شد،تبرش را دید. همسرش ان را از جای همیشگیش برداشته بود.

 

مرد دوباره بیرون رفت.باز همسایه اش را زیر نظر گرفت و دید که راه رفتن و رفتارش مثل هر آدم درستکار دیگری است...

"پدران،پسران نوادگان" 


برچسب‌ها: داستان کوتاه
[ یکشنبه ۱۳ بهمن۱۳۹۲ ] [ 23:0 ] [ الهام باوقار ] [ ]
خداوکیلی!


برچسب‌ها: طنز
[ یکشنبه ۱۳ بهمن۱۳۹۲ ] [ 22:31 ] [ الهام باوقار ] [ ]
سخن اهل دل..
چو بشنوي سخن اهل دل مگو که خطاست 
 
سخن شناس نه اي جان من خطا اين جاست
 
سرم به دنيي و عقبي فرو نمي آيد
 
تبارک الله از اين فتنه ها که در سر ماست
 
در اندرون من خسته دل ندانم کيست
 
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
 
دلم ز پرده برون شد کجايي اي مطرب
 
بنال هان که از اين پرده کار ما به نواست
 
مرا به کار جهان هرگز التفات نبود
 
رخ تو در نظر من چنين خوشش آراست
 
نخفته ام ز خيالي که مي پزد دل من
 
خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست
 
چنين که صومعه آلوده شد ز خون دلم
 
گرم به باده بشوييد حق به دست شماست
 
از آن به دير مغانم عزيز مي دارند
 
که آتشي که نميرد هميشه در دل ماست
 
چه ساز بود که در پرده مي زد آن مطرب
 
که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
 
نداي عشق تو ديشب در اندرون دادند
 
فضاي سينه حافظ هنوز پر ز صداست

برچسب‌ها: شعر
[ جمعه ۱۱ بهمن۱۳۹۲ ] [ 17:51 ] [ الهام باوقار ] [ ]
بچه ها!
سلام بچه ها

ای وای باز گفتم بچه(ترور نشم یهو!!) راستش تو این فکر بودم من همیشه به شما ها میگفتم بچه ها همه راضی بودن  انصافا خدا هم راضی بود! نمیدونم چی شد یهو وقتی گفتم بچه یه عده شاکی شدن ! بچه با بچه ها زیاد فرق نمیکنه همتون واسه من بچه ایداینو گفتم که در جریان باشین


برچسب‌ها: کلاسمون
[ سه شنبه ۸ بهمن۱۳۹۲ ] [ 21:55 ] [ الهام باوقار ] [ ]
مجله اینترنتی دانستنی ها ، عکس عاشقانه جدید ،